مهر: سازمان پزشكي قانوني كشور اعلام كرد در سال 90 توانسته است دلايل مرگ
28هزار ايراني را در آزمايشگاههاي خود تشخيص دهد. سازمان پزشكي قانوني
كشور مرگ و ميرهاي كشور در سال گذشته را به شرح ذيل تشريح كرد: در سال
گذشته 20هزار و 68 نفر در تصادفات رانندگي كشته شدند در حاليكه تعداد
كشتهشدگان حوادث رانندگي در سال 89، 23هزار و 249 نفر بود. به بيان ديگر
تلفات حوادث رانندگي در سال گذشته 7/13درصد كاهش يافت. همچنين 15هزارو
624 نفر در تلفات رانندگي در سال 90 مرد و چهارهزارو 444 نفر زن بودند. در
سال گذشته 727 نفر بر اثر برقگرفتگي در كشور جان باختند، اين رقم در
مقايسه با سال 89 كه تعداد فوتيهاي برقگرفتگي 750 نفر بود، 1/3درصد كاهش
يافته است. از فوتشدگان ناشي از برقگرفتگي در سال گذشته 646 نفر مرد و
81 نفر زن بودند. مرگ ناشي از مسموميت با گاز منوكسيدكربن در سال گذشته،
4/23درصد افزايش يافت و از 782 مرگ ثبتشده در سال 89 به 965 فوتي در سال
90 رسيد. از كل فوتيهاي ناشي از مسموميت با گاز منوكسيدكربن در سال گذشته
712 نفر مرد و 253 نفر زن بودند. در سال گذشته دوهزارو 63 نفر (يكهزارو
23 زن و يكهزارو 40 مرد) بر اثر سوختگي جان خود را از دست دادند كه اين
رقم در مقايسه با سال 89 كه تعداد فوتيهاي ناشي از سوختگي دوهزارو 310
نفر بود، 7/10درصد كاهش يافته است. در سال گذشته يكهزارو 72 نفر بر اثر
غرقشدگي در كشور جان خود را از دست دادند، اين رقم در مقايسه با سال 89 كه
تعداد فوتشدگان ناشي از غرقشدگي يكهزار و 134 نفر بود، 5/5درصد كاهش
يافته است. از كل فوتيهاي غرقشدگي سال گذشته 902 نفر مرد و 170 نفر زن
بودند. در تابستان سال 90 نيز 467 نفر بر اثر غرقشدگي جان باختند كه در
مقايسه با تابستان سال 1389 كاهش 6/18درصدي را نشان ميدهد. در سال گذشته
سههزار و 593 نفر بر اثر سوءمصرف موادمخدر جان خود را از دست دادند كه اين
رقم در مقايسه با سال 89 كه تعداد فوتيهاي موادمخدر سههزار و 656 نفر
بود، 7/1درصد كاهش يافته است. از كل فوتيهاي سوءمصرف موادمخدر در سال
گذشته، سههزارو 394 نفر مرد و 199 نفر زن بودند.

نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
|
آماري جامع درباره ميزان سوختگي در كشور وجود ندارد اما پزشكان ميگويند
تنها در يكي از بيمارستانهاي تخصصي، سالي سههزار نفر بستري ميشوند. در
تازهترين آمار، سازمان پزشكيقانوني اعلام كرده در سال گذشته دوهزار و
63نفر يعني هزار و 23زن و هزار و 40مرد بر اثر سوختگي جان خود را از دست
دادند. آماري كه نسبت به كشورهاي توسعه يافته بسيار بالا و غيرقابل قبول
است. در اين ميان مشكل اقتصادي و عدم حمايت از سوي بيمهها، باعث شده اين
بيمارستانها مشكلات زيادي براي درمان بيماران سوختگي داشته باشند.
بيماراني كه اغلب در طبقه اقتصادي پايين جاي ميگيرند و توان پرداخت
هزينههاي درماني و توانبخشي خود را ندارند و بعضي از آنها مجبورند تعداد
زيادي جراحي انجام دهند تا به زندگي عادي برگردند. حفظ كردن رتبه اول
سوختگي در خاورميانه در طول سالهاي اخير، شايد دليل كافي باشد براي
نارضايتي و نگراني جدي متخصصان سوختگي و جراحان پلاستيك. هنوز آمار بالاي
اسيدپاشي و چهره آمنه بهرامي فراموش نشده كه پشت عينك دودي از جراحي متعدد
روي صورت سوختهاش ميگفت. هنوز ايران بالاترين آمار سوختگي الكتريكي را
دارد. اما اين تنها گلايه متخصصان نيست. متخصصان درمان سوختگي ميگويند اين
مساله فراموش شده و دستگاههايي مثل وزارت بهداشت، وزارت نيرو، بيمه و
شهرداريها وظايفشان را براي پيشگيري و درمان آن انجام نميدهند.
آتش، برق، مايعات داغ و اسيد در صدر عوامل سوختگي
طبق آمار پزشكيقانوني، به طور ميانگين مرگ ناشي از سوختگي در هرسال دوهزار
و 635نفر بوده است. گرچه مرگهاي ناشي از سوختگي سال 1390 نسبت به ميانگين
11ساله اين دست مرگها، 572نفر كمتر بوده است اما اين آمار همچنان نسبت به
كشورهاي منطقه خاورميانه و همچنين كشورهاي توسعهيافته بالاست. در 11سال
گذشته بيشترين موارد سوختگي با سههزار و 234نفر در سال 80 ثبت شده است. در
سال گذشته، استانهاي تهران با 270نفر، خوزستان با 187نفر و اصفهان با
181نفر بيشترين و استان سمنان با يك كشته و استان چهارمحالوبختياري با دو
كشته، كمترين ميزان مرگ ناشي از سوختگي را به خود اختصاص ميدهند.
يك متخصص جراحي پلاستيك در گفتوگو با «شرق» ميزان شيوع سوختگي در كشور را
بالا دانسته و ميگويد: «آمار جامعي درباره سوختگي در كشور وجود ندارد اما
در مجموع ايران بالاترين ميزان سوختگي را در كل منطقه خاورميانه به خودش
اختصاص داده است. تنها در مورد بيمارستان شهيد مطهري كه بيمارستان اصلي
سوختگي تهران و شهرهاي اطراف است، سالي سههزار مورد بيمار بستري داريم.»
دكتر محمدرضا آخوندينسب، جراح پلاستيك و معاون پژوهشي مركز تحقيقات سوختگي
دانشگاه علومپزشكي تهران ميگويد: «سوختگي در سنين مختلف در كشور ما زياد
اتفاق ميافتد اما تفاوتهايي وجود دارد. در مورد بزرگسالان آتش اولين
عامل است كه شامل آتشسوزي ساختمانها و تصادفات و ساير انواع آتشسوزي
است و بعد از آن جريان برق خانگي و صنعتي بيشترين سوختگي را ايجاد ميكند.
اسيدپاشي نيز در كشور ما نسبتا رايج است و ميزان بالايي از سوختگي را به
خودش اختصاص ميدهد اما آمار دقيقي وجود ندارد. در مورد كودكان سوختگي
بيشتر ناشي از آبجوش و مايعات داغ است و بعد از آن سوختگي ناشي از آتش در
رتبه دوم قرار دارد.»
اشرف محمدزاده اسفندماه گذشته در اولين همايش بينالمللي سوختگي درباره
كودكان انتقال يافته به بيمارستان امام رضاي مشهد در 10سال گذشته گفت: «از
ميان 447 كودك منتقل شده به اين مركز ميزان سوختگي با آب داغ در اين كودكان
88درصد و ميزان سوختگي آنها با آتش 16درصد بوده است.»
بعضي ديگر از متخصصان آمارهاي متفاوتي ارايه دادهاند. دكتر فرهاد حافظي
رتبه اول سوختگي در كشور را به اسيدپاشي و مايعات داغ داده و گفته: «مشكل
سوختگي بيشتر در كشورهاي جهان سوم اتفاق ميافتد به گونهاي كه 60درصد
سوختگيها در كشور مربوط به اسيدها و مايعات داغ است.» او اين عامل را
بدترين نوع سوختگي و مخربتر از سوختگيهاي ديگر ميداند. به گزارش فارس،
حافظي با بيان اينكه ايران بالاترين ميزان سوختگي به خصوص از نوع اسيدپاشي
را دارد، افزود: «ما براي اطلاعرساني در اين زمينه در لبه تيغ قرار داريم،
نميدانيم بايد براي كاهش اسيدپاشي اثرات مخرب آن را عنوان كنيم يا خير.»
بهمن سال 89 دكتر حميد صالحي، رييس بيمارستان مطهري نسبت به افزايش آمار
سوختگيهاي الكتريكي در سالهاي اخير هشدار داده بود و اين آمار با گذشت
بيش از يك سال و سه ماه از اين هشدار، همچنان بالاست. صالحي با اعلام اينكه
در 10 ماهه اول سال 89 حدود صد بيمار سوختگي الكتريكي به اين بيمارستان
مراجعه كردهاند، گفت: «از اين تعداد 25 درصد قطع عضو شده و حدود 10 درصد
دو عضو يا بيشتر را از دست دادهاند. 90 درصد مراجعهكنندگان مذكر بوده و
حدود 35 تا 40 درصد از آسيبديدگان كارگران ساختماني بودند.»
به گفته او اين نوع سوختگي در مقايسه با سوختگيهاي حرارتي ميزان مرگومير
پايينتري دارد اما عوارض جدي آنها منجر به از دست رفتن عملكرد اندام يا
قطع يك يا چند عضو ميشود. به گفته صالحي بيشترين اندامهاي آسيبپذير در
اين نوع سوختگيها دست و پا است اما الكتريسيته به جايي از بدن محدود نبوده
و در هنگام عبور از بدن ممكن است به هر كدام از اندامها و حتي اندامهاي
داخلي آسيب برساند كه از وضع ظاهري فرد مشخص نميشود.
رييس بيمارستان مطهري بيشترين قربانيان اين حوادث را در سنين 20 تا 34 سال
ذكر كرده كه بر اساس پژوهشها، حداقل 30 درصد از اين بيماران را در ايران
كارگران ساختماني تشكيل ميدهند كه قطع اندام (بعضا بيش از يك اندام) منجر
به معلوليت و از كار افتادگي آنها ميشود. دليل آن نيز در بسياري موارد
برخورد اجسام فلزي در دست كارگران با كابلهاي عبوري است كه بدون پوشش
مناسب از قسمتهاي فوقاني ساختمان عبور ميكنند. اين آسيبها ممكن است منجر
به قطع نخاع و عدم حركت اندامها شود.
مرگومير ناشي از سوختگي هم در ايران آمار بالايي را نشان ميدهد و طبق
اعلام پزشكي قانوني، روزانه پنج نفر بر اثر سوختگي جان خود را از دست
ميدهند. بر اساس اعلام سازمان پزشكي قانوني كشور در بهمن ماه گذشته، در ۹
ماهه سال 90، هزار و ۵۲۲ نفر بر اثر سوختگي جان خود را از دست دادند. از
كل فوتيهاي ناشي از سوختگي در 9ماهه اول سال 90، ۷۷۱ نفر مرد و ۷۵۱ نفر زن
بودند. در 9ماهه سال 90، استان تهران با ۲۰۱ نفر (۱۶۴ مرد و ۳۷ زن)
بيشترين تعداد سوختگي را داشته و خوزستان با ۱۴۴ نفر (۶۴ مرد و ۸۰ زن) رتبه
دوم بيشترين سوختگي را داشته است. استانهاي چهارمحال و بختياري با دو نفر
و خراسان شمالي با سه نفر پس از استان سمنان كه هيچ مورد سوختگي نداشته
است، كمترين ميزان مرگ ناشي از سوختگي را به خود اختصاص ميدهند. در سال 89
نيز تعداد فوتيهاي ناشي از سوختگي يكهزار و ۷۲۴ نفر بود.
كمبود بودجه و عدم حمايت بيمه
مقايسه اين آمار با كشورهاي ديگر نشان از دخالت عوامل اقتصادي در ميزان
گستردگي مساله سوختگي دارد. دكتر محمدرضا آخوندينسب در اين مورد به «شرق»
ميگويد: «در منطقه ما و همينطور در كشورهاي در حال توسعه به علت وضع
نامطلوب اقتصادي، آمار سوختگي بالاتر از كشورهاي توسعه يافته است. جمعيت
زياد در محيط كم و با امكانات كم باعث ميشود ميزان سوختگي در اين كشورها
بالا باشد. از سوختگي الكترونيكي سال 89 در بيمارستان شهيد مطهري 133 مورد
بستري وجود داشت. از اين مقدار 66 مورد منجر به قطع عضو شد. سال 90 هم بيش
از صد مورد بيمار سوختگي الكترونيكي به اين بيمارستان منتقل شد.»
اين متخصص، حل نشدن مساله سوختگي را ناشي از عدم همكاري دستگاههايي مثل
وزارت بهداشت، شهرداري و وزارت نيرو ميداند: «بيمارستانهاي ما از لحاظ
پرسنل متخصص مشكلي ندارد. ما بيشتر از لحاظ امكانات جانبي مثل تعداد تخت
آيسييو و اين موارد كمبود داريم. اما مهمترين چالش درمان سوختگي مساله
اقتصادي و بيمه است.» به گفته آخوندينسب بيمه، سوختگي را تحت پوشش قرار
ميدهد اما بعد از انجام عملها براي تسويهحساب با بيمارستان تاخير و قصور
زيادي دارد و بيمارستان نميتواند هزينههايش را جبران كند. اين مساله
باعث ميشود بيمارستان هميشه براي اقلام مصرفي و تامين هزينه پرسنل مشكل
داشته باشد. او ميگويد در وهله اول وزارت بهداشت است كه متولي اصلي
بيماران سوختگي است و بايد به اين مشكل رسيدگي كند، اما در اين مساله تمام
وزارتخانهها ميتوانند به نوعي دخيل باشند. مثلا درباره سوختگي الكترونيكي
يكي از مشكلات مهم اين است كه سيمهاي برق داخل شهر عايقبندي نشده. موقع
ساختوساز وقتي ساختمان به طبقه سوم و چهارم ميرسد كارگران در معرض
سيمهاي برق فشار قوي هستند. كارگر ميخواهد لولههاي آهني را جابهجا كند
به اين سيمها برخورد ميكند و دچار سوختگيهاي خيلي شديدي ميشود كه باعث
قطع عضو ميشود. اينجا هم متولي وزارت نيرو، وزارت كشور و شهرداري است. ما
پيشنهادي به شهرداري دادهايم كه براي ساختوساز، پيمانكار را موظف كند كه
سيمها را در محدوده كار خودش عايقبندي كند و هزينه به عهده پيمانكار
باشد. هزينه اين كار چندان بالا نيست و كار سادهاي است كه ميتواند از
بسياري از حوادث جلوگيري كند. پيشنهاد ما اين است كه خود وزارت نيرو اين
كار را انجام دهد و هزينه را از پيمانكار بگيرد. مقداري از حوادث ناشي از
برق صنعتي به اين ترتيب ميتواند كاهش پيدا كند.»
متخصصان ديگر سوختگي و جراحي پلاستيك نيز گلايههايي مشابه از كمبود بودجه و
امكانات در اين حوزه داشتهاند. دكتر حافظي در همايش سوختگي در اسفند ماه،
ساختوساز بيمارستانهاي ويژه درمان سوختگي را كند ارزيابي كرد و با اشاره
به محدوديت تجهيزات بيمارستانهاي سوختگي گفت: «يك بيمار دچار سوختگي بايد
در اتاق ايزوله همراه با دو پرستار تحت مراقبت باشد تا عفونت به افراد
ديگر منتقل نشود. بايد بيمارستانهاي بزرگتر و اتاقهاي ايزوله بيشتري
تاسيس شود و اكنون اين امكانات در كشور كافي نيست.»
او بيشتر افراد مبتلا به سوختگي را از طبقه پايين جامعه و داراي وضعيت
اقتصادي نامناسبي ارزيابي كرد و گفت: «بيمه، مختصري از هزينه درمان اين
افراد را ميپردازد اما از آنجايي كه گاهي اين بيماران نياز به بيش از 50
بار جراحي دارند، جراحان انگيزه كافي براي انجام جراحي اين افراد را
ندارند.»
دكتر حميد صالحي، رييس بيمارستان شهيد مطهري نيز چالش اصلي درمان سوختگي را
عدم حمايت بيمه و بودجه ناكافي ذكر كرد. دكتر محمدجواد فاطمي، رييس مركز
تحقيقات سوختگي دانشگاه علومپزشكي تهران، از كمبود فضاهاي استاندارد
سوختگي به عنوان يكي از مشكلات نام برد. او سالي يك ميليارد تومان بودجه
اختصاص يافته به سوختگي در بيمارستان شهيد مطهري به عنوان مركز اصلي درمان
سوختگي را ناكافي دانست و گفت: «ما براي هر بيمار سوخته به ازاي هر يك درصد
سوختگي يك ميليون تومان هزينه ميكنيم و اين اعتبار براي ۲۰ بيمار با ۵۰
درصد سوختگي كافي است. آيا كسي از وزارت بهداشت، رفاه و كميته امداد
ميپرسد چرا بيماران ميميرند، معلول ميشوند و حمايتي نميگيرند. درمانها
ناقص، اعتبارات كم و تجهيزات ناكافي است، چه كسي بايد خسارت را جبران كند.
آيا بيمهها نبايد حداقل درمان بيماران سوختگي را به عهده بگيرند.» به
گزارش روابط عموميدانشگاه علوم پزشكي تهران، رييس مركز تحقيقات سوختگي
تاكيد كرد: «سوختگي فراموش شده و صورت مساله سوختگي در كشور پاك شده، بايد
ديد مشكل كجاست. اميدواريم با نگاه مسوولان اين امر دوباره احيا شود.»

نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
|
شرق: عامل ترور شهيد عليمحمدي روز گذشته در محوطه زندان اوين اعدام شد تا
پرونده اين دانشمند هستهاي كشورمان بسته شود. پروندهاي كه حدود 28ماه پيش
رقم خورد. زماني كه اين استاد فيزيك دانشگاه تهران قصد خروج از منزلش را
داشت با انفجار موتوسيكلت حامل بمب در مقابل منزلش ترور شد. «علي
جماليفشي» كه روز گذشته اعدام شد، فردي بود كه با جاسازي بمب در يك دستگاه
موتوسيكلت و پارككردن آن مقابل منزل شهيد عليمحمدي، اين استاد دانشگاه
را به شهادت رساند. در ساعات اوليه صبح سهشنبه 22دي سال 1388 بود كه خبر
انفجار يك بمب در منطقه قيطريه تهران منتشر شد. در همان روز دادستان تهران
با تاييد وقوع انفجار اعلام كرد: «مسعود عليمحمدي، استاد در زمينه انرژي
هستهاي است و تاكنون عوامل اين انفجار يا مظنوني در اين رابطه دستگير نشده
است.»تحقيقات در زمينه شناسايي و دستگيري عاملان ترور اين استاد دانشگاه
ادامه داشت تا اينكه در بيستم دي 1389 يعني يكسال بعد از وقوع حادثه،
وزارت اطلاعات از دستگيري عوامل ترور استاد عليمحمدي خبر داد. چندي بعد،
«علي جماليفشي» كه بهعنوان عامل ترور شهيد عليمحمدي شناسايي و دستگير
شده بود، در برنامهاي تلويزيوني به نحوه جذب در سرويس اطلاعاتي اسراييل
(موساد) و چگونگي به شهادت رساندن اين محقق ايراني پرداخت. جلسه محاكمه
جماليفشي اولين روز شهريور سال گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به
رياست قاضي صلواتي برگزار شد. محاربه و فساد فيالارض از طريق ترور شهيد
عليمحمدي به واسطه مستقركردن موتوسيكلت و انفجار آن، همكاري با رژيم
صهيونيستي و شبكه تروريستي موساد، تحصيل مال نامشروع به واسطه همكاري
اطلاعاتي با رژيم صهيونيستي، تخريب اموال مسكوني ناشي از انفجار بمب و
نگهداري مواد روانگردان، از اتهامات اين متهم بود. در جلسه دادگاه وقتي
قاضي درخصوص احساس متهم پس از انجام عمليات سوال كرد و گفت كه «چطور
توانستي به خود بقبولاني كه يكي از نخبگان كشورت را از بين ببري؟»
جماليفشي پاسخ داد: «اكنون براي اين حرفها بسيار دير است. اگر قبل از آن
ميدانستم كه چه شخصيتي ترور ميشود، ميتوانستم كاري كنم اما پس از ترور
هنگامي كه از شخصيت وي مطلعشدم از لحاظ روحي بههم ريختم. طبق آموزشهايي
كه ديده بودم بايد پنج ترور را انجام ميدادم ولي به دليل اينكه از جهت
روحي اوضاع خوبي نداشتم، من را حذف كردند. حتي ملاقاتهايي را كه بايد با
من انجام ميشد نيز كنسل كردند.»وي اضافه كرد: «هنگامي كه يكنفر به صورت
روزمره موضوعي را براي تو تكرار ميكند به طور طبيعي در ذهن تو ميرود. من
نيز جوان بودم و فكر ميكردم كه كارم درست است.»در جلسه محاكمه جماليفشي،
همسر شهيد مسعود عليمحمدي با حضور در جايگاه شكات اظهار كرد: «من از عامل
ترور فقط اين سوال را دارم كه چطور متوجه نشده كه اسراييل دشمن چندين ساله
ماست و براي كشتن يك نفر نقشه كشيده است؟ چطور فردي كه از او به عنوان
سازنده بمب اتم نام برده ميشود، هيچ محافظي ندارد؟ كشور ما بارها و بارها
اعلام كرده كه ما به دنبال بمب هستهاي نيستيم.»بعد از گذشت يكهفته يعني
در روز ششم شهريور 1390، سخنگوي دستگاه قضايي از صدور حكم اعدام از سوي
دادگاه انقلاب براي عامل ترور شهيد مسعود عليمحمدي خبر داد. با اعتراض
محكوم عليه، پرونده جهت رسيدگي به ديوانعالي كشور ارسال شد كه شعبه مربوطه
در ديوانعالي كشور هم راي دادگاه بدوي را تاييد كرد. سرانجام حكم
جماليفشي روزگذشته در زندان اوين اجرا شد. جماليفشي روز گذشته دقايقي پيش
از اجراي حكم اعدام مصاحبه با واحد مركزي خبر تاكيد كرد: پايان اين راهي
كه من رفتم جز پشيماني، عصيان و طناب دار چيز ديگري نيست.وي با بيان اينكه
تبليغات ماهوارهاي، سخنان پوچ رسانههاي خارجي پيش زمينهاي براي انحراف
فكري وي شد، گفت: پس از آنكه در ذهن خود مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران
شدم تصميم گرفتم از كشور خارج شوم و كار ورزشي خود را در كشورهاي ديگر
ادامه دهم. جمالي افزود: عوامل رژيم صهيونيستي كه روي كساني كه به خارج
ميروند كار ميكنند در يكي از كشورها با من آشنا شدند وكمكم مرا جذب خود
كردند تا جايي كه ديدم در كنسولگري اسراييل نشستهام. قاتل دانشمند هستهاي
كشورمان با اشاره به اينكه آنان ميدانستند من عاشق توجه و شهرت هستم،
اضافه كرد: به صورت حرفهاي و پلهپله از نقطه ضعفهاي من استفاده كردند تا
اينكه از من قاتل و خائن به وطن ساختند و اگر در برابر برخي چيزها مقاومت
نميكردم الان يك صهيونيست تمام عيار بودم. جمالي گفت: پله اول رژيم
صهيونيستي براي جذب من، بهانه آزادي در ورزش و رسيدن به پولي هنگفت بود،
اما در اواخر كار نه از ورزش خبري بود و نه از پولي كه آنان قولش را داده
بودند و زماني كه وارد زندان اوين شدم 10ميليون تومان بدهكار بودم. وي
گفت: اين روند ادامه داشت تا آموزشها در چند كشور آغاز شد و اين آموزشها
از جمعآوري اطلاعات محرمانه به صورت حرفهاي تا تيراندازي با سلاحهاي
مختلف بود. وي افزود: اين روند چند سالي طول كشيد تا وارد اسراييل شدم.
جمالي با بيان اينكه در اسراييل آموزشها به صورت تكميلي و دقيقتر انجام
شد، گفت: صحنه تروري كه در اسراييل براي من بازسازي كرده بودند كپي برابر
اصل بود. عامل قتل شهيد عليمحمدي افزود: موتوسيكلتي كه بايد در كوچهاي به
درخت ميبستم حتي رنگ در خانه، نوع پل و ميلگرد به كار رفته در آن و
موزاييك كوچه تماما مانند صحنه واقعي ترور بود. وي افزود: در اسراييل به من
گفتند ميخواهيم عمليات انجام دهيم اما درباره شخصي كه بايد ترور ميشد
هيچ صحبتي نكردند و فقط گفتند او در حال ساخت بمب اتم، جاني بالفطره و با
ماندنش بشر در خطر است. جمالي ادامه داد: آنقدر روي فكر و ذهن من كار كردند
تا كاملا باورم شده بود من نجاتدهنده كره زمين هستم. جمالي گفت: نكته
جالب اينجاست كه هيچگاه نام ترور يا قتل و بمبگذاري در آموزشها به كار
نميرفت و حتي آنها آن بمب بسيارقوي كه قرار بود با آن دكتر عليمحمدي را
ترور كنند نامش را پيشرفت تكنولوژي گذاشتند. جمالي با بيان اينكه اولين كسي
كه من را به اين راه سياه كشاند و دايما از اسراييل و زندگي راحت، براي من
صحبت ميكرد خودش در جهنم است. گفت: او چند ماه پس از اينكه من را به
سرويس موساد وصل كرد و وظيفهاش تمام شد موساد هم وي را حذف كرد. وي افزود:
در اين راه صددرصد خودم مقصر بودم چراكه انسان داراي عقل، شعور و تفكر
است و اگر دستگير نميشدم ترورها را ادامه ميدادم و الان روي اين صندلي
بايد براي ترور چهارنفر ديگر هم جواب پس ميدادم. جمالي گفت: آموزشهاي من
به صورتي بود كه پس از ترور دكتر عليمحمدي قرار بود مسووليت چند ترور ديگر
هم برعهده من باشد. وي تاكيد كرد: ترور دانشمندان هستهاي ايران پس از
شهيد عليمحمدي نيز قطعا كار صهيونيستهاست و هنگامي كه از تلويزيون
صحنههاي ترور را ميديدم تمام نقشه عمليات كه به چه صورت دانشمندان
هستهاي را ترور كردند در ذهنم بازسازي و مجسم ميشد. جمالي گفت: نشانهها و
آدرسهايي ميدهم كه فقط افرادي كه به اسراييل سفر كردهاند و حرفهاي
هستند از آن آگاهي دارند. وي همچنين با بيان اينكه در اين مدت به زبان عبري
كاملا آشنا شده است به تشريح دقيق موقعيت جغرافيايي پادگانهاي موساد در
شهرهاي مختلف رژيم صهيونيستي پرداخت. وي گفت: آموزشها به جايي رسيد كه
مانند پازل تكميل شد و من كه روزي خيال ميكردم اطلاعات جمعكردن از يك
خيابان به چه درد آنها ميخورد فهميدم چند سال من تكميلكننده يك پازل
جنايتكارانه موساد بودم. جمالي افزود: پس از انجام عمليات تا منزل احساس
افتخار ميكردم كه چه كار بزرگي براي بشر انجام دادهام اما زماني كه از
تلويزيون تصاوير جنايت خود را ديدم و اينكه يك دانشمند هستهاي را ترور
كردهام، فهميدم تمام حرفهاي آنها دروغ محض بوده است. وي گفت: زماني
فهميدم كه ديگر راه بازگشت نداشتم و فاجعه ملي به بار آورده بودم چراكه
عليمحمدي سرمايه مملكت، دانشمندي زحمت كشيده و افتخار آفرين براي كشور
بود. جمالي با بيان اينكه آنها فهميده بودند كه من بريدهام اما باز دست بر
نداشتند و من را به خارج از كشور منتقل كردند تا ضمن توجيهات لازم
آموزشهاي جديدي به من ارايه كنند. وي گفت: آن سفر آخرين ملاقات من با آنها
بود و بعد از آن كاملا من را رها كردند و ديگر حمايت و پشتيباني در كار
نبود. جمالي گفت: آنهايي كه يك روز دم از حمايت همهجانبه از من ميزدند و
ميگفتند يك لحظه تو را تنها نميگذاريم الان ببينند كه من اينجا هستم و نه
هليكوپتري ميبينم و نه كماندويي كه مرا فراري دهد. جماليفشي گفت: به
صراحت ميگويم در آخر خط هستم و آخر خط يعني طناب دار و فقط به آنهايي كه
آن طرف نشستهاند و جوانان مثل من را با حيلههاي مختلف جنايتكار بار
ميآورند ميگويم شانس آورديد كه ميخواهم اعدام شوم وگرنه همه آموزشهايي
كه به من داده بوديد و همه چيزهايي كه ياد گرفته بودم سر خود شما خراب
ميكردم.

نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
|
ایسنا- مدیرکل مدیریت بحران خراسانشمالی گفت که یک مادر و کودک خردسالش، قربانی آبگرفتگی معابر در بجنورد شدند.
محمد
آروین در این باره اظهار داشت: این خانم در اثر آبگرفتگی معابر پایش لغزید
و به جوی آب افتاد که گروههای امداد و نجات، جسد مادر را شب گذشته پیدا
کردهاند اما جستوجو برای یافتن کودک ادامه دارد.
بر اثر حدود 40
دقیقه بارندگی در دوشنبهشب در بجنورد، معابر مرکزی شهر بجنورد دچار
آبگرفتگی شدید شد در پی بارش و رعد و برق شدید، برق شهر قطع شد که طی این
اتفاق و راه افتادن سیلاب، مادر و کودک خردسالش هنگام عبور از خیابان، در
جوی آب کنار خیابان افتاده و غرق شدند.
بنا به این گزارش، آتشنشانی، هلال احمر و سایر نیروهای امدادی برای یافتن جسد این کودک در جستوجو هستند.

نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
|
مدیرعامل
شرکت مدیریت منابع آب ایران از سرریز 18 سد در کشور خبر داد. محمد
حاجرسولیها در گفتوگو با ایسنا افزود: بررسی آخرین وضعیت سدهای کشور
نشان میدهد که در زمان کنونی 18 سد سفیدرود، طالقان، گلستان یک و دو،
سقزچی، کینه ورس، بانه، وشمگیر، آیدوغموش، فریمان، شهید قنبری، بوکان،
ماکو، چری، خمیران، سبلان، شاه قاسم و اکباتان در حال سرریز است. به گفته
وی این درحالی است که هماکنون 34 سد کشور ازجمله سدهای لار، کرخه، پیشین،
سیمره، زاینده رود، ساوه، 15 خرداد و ملاصدرا کمتر از 30 درصد حجم خود
ذخیره آب دارند. حاجرسولیها افزود: همچنین 18 سد کشور با کاهش 20 درصدی
حجم آب خود در مقایسه با سال گذشته مواجه هستند که سدهای ارس، زایندهرود،
کرخه، دز، شهید عباسپور، استقلال، پیشین، جگین و ایلام از آن جمله محسوب
میشوند. به گفته این مقام مسوول در پایان هفته گذشته 29 سد ازجمله سدهای
شهید رجایی، میجران، سلیمانشاه، مهاباد، کارون 3 و 4، کرج، لتیان و دوستی
افزون بر 90 درصد حجم مخزن موجودی آب داشتند.

نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
|